
بسمه تعالی
بیانیه شماره (1) جامعه اسلامی دانشجویان
در رابطه با جلسة سخنرانی ((گزارشی از پرونده های مفاسد اقتصادی))
((حکومتى که مفتخر به الگو ساختن نظام علوى است، باید در همه حال تکلیف بزرگ خود را کم کردن فاصله طولانى خویش با نظام آرمانى علوى و اسلامى بداند و این جهادى از سر اخلاص و همتى سستى ناپذیر می طلبد. جمهورى اسلامى که جز خدمت به مردم و افراشتن پرچم عدالت اسلامى هدف و فلسفه اى ندارد، نباید در این راه دچار غفلت شود؛ رفتار قاطع و منصفانه علوى را باید در مد نظر داشته باشد؛ و به کمک الهى و حمایت مردمى که عدالت و انصاف را قدر می دانند،تکیه کند.))
بخشی از فرمان هشت ماده ای مقام معظم رهبری در رابطه با مبارزه با مفاسد اقتصادی
انقلاب اسلامی در امتداد حرکت انبیا به فرمایشات مقام معظم رهبری هدفی جز برافراشتن پرچم عدالت اسلامی ندارد؛ چه آنکه انبیا آمدند تا با ندای توحید، نماز را برپادارند و با ندای عدالت اجتماعی رابطه انسانها با یکدیگر را با محوریت کرامت انسانی اصلاح نمایند.
نماز و عدالت دو مشخصه جامعه قرآنی است و عمل به این دو فریضه، شاهد مسلمانی ماست. اینک در فضای سیاسی کشور جنبش دانشجویی مسلمان که با عناوین عدالتجویی و آرمانخواهی مورد خطاب خویش است، با توجه به روحیه خط شکنی، احساس عدم تعلق، جسارت، ذات جوانانه و حق طلبانه پرچم دار و دیده بان اجرای عدالت در جامعه اسلامی مان است. به گونهای که رهبر فرزانه انقلاب در جمع دانشجویان شیراز می فرماید:
(( جوانان دانشجو و مومن، شأنش همین است که عدالت را بخواهد و پشتوانه این فکر با همه وجود، خودم هستم. بعد از اتّکال به خدای بزرگ، امید به شما جوانهاست؛ این را بدانید.))
و در این راستا در بحث مبارزه با مفاسد اقتصادی و با فرمان هشت مادهای مقام معظّم رهبری، این دانشجویان بودند که شأن عدالتخواهی را دریافتند و در کنار به محاق رفتن این فرمان به تقویم های مدیران، علم این حرکت را به دوش گرفتند و شعار این مبارزه را فریاد زدند.
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان نیز به عنوان قطرهای از جنبش دانشجویی مسلمان و ولایتمدار به تأسّی از قائد عظیمالشّان جهان اسلام سید علی خامنهای (حفظه ا... ) تلاش نمودهاست همواره چه در سطح دانشگاه و یا کلان تر از آن، رسالت عدالتخواهی را به عرصه ظهور برساند.
این تشکل تلاش نموده است با معیار قرار دادن حدیث امیر بیان علی بن ابیطالب(ع) در تفسر آیه " اولی الامر" که می فرماید: (( خدا را به خود خدا بشناسید و پیامبر را به ادای رسالت و اولی الامر را به امر به معروف و اجرای عدالت و نشر احسان)) با تقبیح سکوت و مماشات در برابر بیعدالتیها و ... متن کامل بیانیه در ادامه مطلب
بیانیه اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان به مناسبت دهم ارديبهشت سالروز صدور فرمان هشتمادهای رهبر معظ
بیانیه اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان به مناسبت دهم ارديبهشت سالروز صدور فرمان هشتمادهای رهبر معظم انقلاب به سران سه قوه
بسم الله الرحمن الرحيم
آقایان روسا اگر صلاح میدانید همت کنید!
امروزه مردم با تورم و گرانی مشکوکی دست و پنجه نرم میکنند. این بالا رفتن معنادار قیمت کالاها واکنش قابل پیشبینیای بود آن زمان که رهبرمان فرمودند: "آنان که نانشان در بیعدالتی است با عدالت دشمناند" و طبیعی است که هر اقدامی برای به زمینزدن دولت آقای احمدینژاد نه! بلکه دولتی که شعار عدالتخواهی و خدمترسانی به مستضعفینِ مملکت نهاده است انجام شود تا اجاق بیعدالتی هنوز هم برای آقایان نان بپزد.
مردم مملکت ما امروز دو روی یک سکه را میبینند: یک طرف چرخ بیرحم، دوّار و بودار تورم و در دیگر سو عدهای چپاولگر و ویژهخوار و بیپردهتر بگوییم عدهای دزد سر گردنه که به راحتی و با پررویی تمام کار خود را میکنند و آنگونه میزیند که ظاهراً از این تورم بیش از آنکه سختشان باشد به کامشان است که این مطلب را از رسانهها و روزنامههایشان هم میشود دریافت. به نظر میآید که جای ظالم و مظلوم، و مجرم و شاکی عوض شده است: خائنانِ به وطن و دزدانِ مملکت را سخت نمیگیریم و با این کار گویی به مردم مظلوم تشر میزنیم.
این صحنهای که مردم میبینند اگر خطای دید هم باشد باید با اطلاعرسانی درست و کافی همراه شود ولی متأسفانه هنوز هیچ گزارش شفاف و امیدوارکندهای از مبارزه با مفاسد اقتصادی و عملکرد آن ستاد پر دبدبه و کبکبه نشنیدهاند. مشکل کجاست؟
این اتحادیه دانشجویی چندین سؤال مشخص دارد:
1- براستی اگر عملکرد این ستاد قابل دفاع است چرا هیچگونه انعکاس خبری درخور ندارد؟
2- آیا آنها که دستان آلودهشان را بیپروا به ثروت ملی و بیتالمال المسلمین دراز میکنند شایستة این آبروداریاند؟
3- آبروی نظام اسلامی در چیست؟ آیا اگر با ویژهخواران و دزدان گردنکلفت برخورد قاطع نکرده و با رسوا ننمودن آنها برایشان حاشیه امنیت بسازیم برای نظام مقدس جمهوری اسلامی آبروداری کردهایم؟ مسلماً مردم آبروی نظام را در این میدانند که با ساز و کارهای نظارتی و برخوردی دقیق و درستکار در عرصة پاکسازی محیط اقتصادی و اداری مملکت موفق باشد و به عبارتی آبروی نظام در تحول و خودپالایی است نه در لَختی و رکود و بیتحولی.
4- آیا بهانة نداشتن راهکار حقوقی و قانونی در برخورد با مفسدان اقتصادی آن هم برای نظام قضایی و حقوقیای که مدعی است منشأ آن اسلام ناب محمدی(ص) است میتواند پذیرفته شده باشد در حالیکه در همان اندکزمان که سلالة پاک نبوی عهدهدار اجرائیات جامعه شد، صولت خشم و اقتدار را بر پیکر دزدان و گردنکشان و قانونشکنان کشانید.
5- آیا با اینهمه نمونهای که در صدر اسلام در رفتار امیرمؤمنان علی(ع) با متخلفان و فاسدان حکومت موجود است دیگر بهانهای برای تساهل در بخورد قاطع با دزدان و ویژهخواران و تبعیضخواهان میتوان داشت؟
اگر گزارش دقیق و شفاف و گویایی از مبارزة با مفاسد و برخورد با مفسدین ارائه نشود، بیم آن میرود که رصدنکردن دقیق و تیزبینانة نهادهای نظارتی و کوتاهی در برخورد قاطع و جدی با مفسدین، به پای نظام نوشته شود و این میتواند خطری جدی برای نظام و امنیت ملی است.
ما دانشجویان ایران اسلامی به عنوان فرزندان ملت اعلام میکنیم فضای نقدپذیر و آزاداندیش دانشگاه که ارتباط تنگاتنگی با تودة عظیم مردم مملکت دارد آماده است تا هرگونه گزارشی که بتواند به پرسشهای پیشرو پاسخی شفاف و آگاهساز بدهد را منعکس نماید.
اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان
موضوع انشا: انتخابات در زندگی ما چه نقشی دارد
موضوع انشا: انتخابات در زندگی ما چه نقشی دارد(1)
امید مهدی نژاد
به نام خدا
البته بر همگان واضح و مبرهن است که انتخابات کار خوبی است و مردم باید سرنوشت خود را در آن بگیرند. ما همیشه در انتخابات شرکت می کنیم. من هنوز به سن انتخابات وارد نشدم ولی جمعه ها با پدر و مادرم به انتخابات می رویم و رأی می دهیم. پدرم که خودش یک مرد کارگر می باشد همیشه در انتخابات شرکت می کند و به مادرم می گوید باید به یک نفر که خودش لاغر و از مردم فقیر باشد رأی بدهیم. من انتخابات را خیلی دوست دارم چون تلویزیون در آن آهنگهای زیاد پخش می کند . پارسال که دوباره انتخابات بود مادرم به آقای احمدی رای داد چون او گفت مردم فقیر نباید باشند. مادر من وقتی تلویزیون گفت که آقای احمدی در انتخابات برنده است خیلی خوشحال بود و شام قورمه سبزی درست کرد. من قورمه سبزی را خیلی دوست دارم و مخصوصاً گوشت هایش را مادرم همیشه پیدا می کند و به من می دهد. من دعا می کنم دوباره آقای احمدی برنده شود چون قورمه سبزی غذای خوب و مقوی است. ما از انتخابات قبلی هرماه قورمه سبزی می خوریم و از آقای احمدی تشکر می کنیم. برای همین ما در انتخابات شرکت می کنیم که آمریکا و مخصوصن جرج بوش که تلویزیون گفت احمق است بفهمد و دیگر مردم را اذیت نکند. پدر من روزنامه خرید و در روزنامه نوشته بود یک نفر در بانک پول زیاد را دزدیده بود. اگر از پول پدرم دزدیده شده باشد دیگر نمی شود که ماشین بانک را برنده شویم. من دوست دارم کسی که در انتخابات برنده شد دزدها را بگیرد و توی زندان بیندازد و ماشین ما را که اگر خدا بخواهد برنده شدیم به ما بدهد. ماشین خیلی خوب است و می توانیم با آن به مدرسه برویم مثل پوریا و سینا و شروین و جعفر که با آن به مدرسه می آیند. ما باید در ماشین کمربند ایمنی را ببندیم . من قول می دهم اگر ماشین را برنده شدیم کمربند آن را ببندیم که تصادف نشود. در نتیجه انتخابات خوب است و من و خانواده ام در آن شرکت می کنیم.
محمدحسین کاظم زاده ـ کلاس سوم ب
موضوع انشا: انتخابات در زندگی ما چه نقشی دارد(2)
به نام خدا
من تا سه شنبه قبلی که خانم معلم گفتند انتخابات چه نقشی در زندگی ما دارد انتخابات را ندیده بودم. من وقتی به خانه رفتم از پدرم سؤال کردم. من پدرم را خیلی دوست دارم چون او برای من همه چیز می خرد و آدم خوبی هست. پدر من در روز پنجشنبه که تولد خواهر من بود گوشی من را که خراب بود گرفت و برای من یک گوشی N95خریده بود که به من داد. من از پدرم پرسیدم که انتخابات چه نقشی در زندگی ما دارد. او به من گفت ولی نمی توانم در اینجا بنویسم. پدر من آدم خوبی هست و باادب می باشد و همیشه کراوات اتو کرده می پوشد اما وقتی موضوع انشا را گفتم حرفهای بدی زد که ننوشتم. ما در روز جمعه که به همراه دایی شهروز و زنش که تازه گرفته است به فشم رفته بودیم دایی به باجناق خودش که قبلاً با خواهر زن او عروسی کرده بود درباره انتخابات صحبت کرد و گفت انتخابات در زندگی نقش مهمی دارد و سال قبلی که انتخابات شد جنسهایش که در خارج خریده بود سه ماه توی کشتی ماند و نتوانست بیاورد اما دوباره که چند ماه بعد از آن شده بود مشکل آنها درست شد و آنها که خریده بود گرانتر شد و برای همین او توانست دختر آقای جواهریان را برای خودش بگیرد و الان در زندگی خود خوشبخت می باشند. و من فهمیدم که انتخابات در زندگی ما باعث خوشحالی می باشد. من در تلویزیون دیدم که در برنامه آقای شب خیز یک آقایی درباره انتخابات صحبت کرد و گفت مردم اگر رأی ندهند ما دوباره به آنجا می آییم . در نتیجه من از این انشا نتیجه می گیرم انتخابات در زندگی ما خیلی مهم است برای اینکه آدمها ازدواج می کنند و در قشم که خیلی زیبا می باشد ویلا با استخر می خرند و ما جمعه ها به آنجا می رویم و همه با هم در انتخابات شرکت می کنیم.
شروین فرمان گستر ـ کلاس سوم ب
موضوع انشا: انتخابات در زندگی ما چه نقشی دارد(3)
بسم الله الرحمن الرحیم
خانم معلم ما از ما خواسته اند که درباره انتخابات چه نقشی در زندگی ما دارند انشای خود را بنویسیم. انتخابات در زندگی ما نقش زیادی دارد. پدر من در مجلس خودش یک نماینده است و در چهار سال پیش که در شهرستان بودیم عکسهای خودش را که در آنها با آدمهای زیادی دست داده است چاپ کرد و برای همین در انتخابات برنده شد و ما به تهران آمدیم . مادر من برای زنها در سفره و جلسات صحبت می کند که به آدمهای خوب و پدر من رأی بدهند. پدر من از وقتی به تهران آمدیم همیشه به مشکلات مردم فکر می کند و آنها را حل نموده است. در همین دیروز ما در خانه نشسته بودیم و یکی از مردم که دارای مشکلات زیاد می باشد به خانه ما آمد و پدرم مشکل او را که موبایلهایش در گمرک زیر خاک مانده بود حل کرد و او چهار تا گوشی بازی دار به پدرم داد و پدرم به زور آن را قبول کرد . الان پدر من به شهرستان رفته و مشکلات مردم آنجا را حل می کند برای اینکه در انتخابات که جدید است به او رأی دهند. پدرم یکبار به مادرم گفت مردم خیلی ساده می باشند برای اینکه حاجی فاضل که به آنها آبگوشت زیاد داده بود می خواهد در انتخابات شرکت کند و ما باید به مردم کباب بدهیم که بهتر است. من کباب را خیلی دوست دارم و برای همین در انتخابات شرکت می کنم. داماد ما که در سال پیش با خواهر من عروسی کرد و در عروسی او اول حاج[...] آمد و بعد که رفتند اُرگ آوردند پسر آقای شوکت است که در اداره رئیس می باشد. داماد ما هم مثل ما در انتخابات شرکت می کند و گفته است اگر پدر من رأی نیاورد ممکن است پدر او را که به مردم خدمت می کند استعفا دهد و مشکلات مردم حل نشود. من دوست دارم مشکلات مردم حل شود و همه بچه ها مثل ما ماشین داشته باشند و به مدرسه بیایند و کمربند خود را سفت ببندند. پس نتیجه می گیریم انتخابات نقش مهمی در زندگی ما دارد و من و پدرم و مادرم و دامادمان در انتخابات شرکت می دهیم و با مشت محکم از همه چیز دفاع می کنیم. با تشکر از خانم معلم مهربان.
جعفر سلطان آبادی ـ کلاس سوم ب
وضیعت انتخابات در دور دوم در همدان
در دور دوم انتخابات در حوزه انتخابیه همدان آقایان سید محمد کاظم حجازی( که در دور اول انتخابات ۲۹۰۰۰ رای آورده بود) کاندیدای جبهه متحد اصولگرا و سید مرتضی حسنی حلم (در دور اول ۲۵۰۰۰ رای آورده بود) به عنوان کاندیدای مستقل بر سر کرسی نمایندگی مجلس باهم رقابت می کنند.
وزیر اطلاعات گفت موسویان جاسوس است!

اعلام حكم پرونده متهم امنیتی و محكومیت وی، این بار هم با نعل وارونه رسانه های حامی این جریان همراه شد به طوری كه كوشیدند با برجسته كردن تبرئه موسویان از اتهام جاسوسی، وجه دیگر این محكومیت وی مبنی بر قصد بر هم زدن امنیت كشور و انتقال اطلاعات به بیگانگان را تحت الشعاع قرار دهند.
اما وزیر اطلاعات كه پیش از آن، بارها بر مجرم بودن موسویان بنا بر شواهد و اسنادی كه توسط مجموعه تحت مدیریتش جمع آوری و در اختیار دستگاه قضایی قرار داده شده بود، تأكید كرده بود، ادعای این رسانه ها مبنی بر تبرئه موسویان را رد كرد و گفت: تقلیل محكومیت با تبرئه تفاوت دارد.
به گزارش رجانیوز به نقل از كیهان، محسنی اژه ای كه به همراه رئیس جمهور در سفر استانی خراسان رضوی در مشهد بسر می برد، در مراسم كلنگ زنی فرودگاه شهید مدرس این شهر در پاسخ به سؤالی در این ارتباط تأكید كرد: مطابق رأی دادگاه، محكومیت موسویان سخنگوی پیشین تیم مذاكره كننده هسته ای تقلیل یافته و به هیچ وجه صحبتی از تبرئه نیست.
وی تصریح كرد: آن چیزی كه وزارت اطلاعات در همان ابتدا اعلام كرده بود و قاضی هم همین اتهام را تفهیم كرد،«ارائه اطلاعات به بیگانگان از جمله سفارت انگلیس» بود.
عدم حضور اعتراضی لاریجانی در نشست منتخبین مجلس هشتم
به گزارش خبرنگار سایه نیوز، دکتر لاریجانی که از مدتها قبل از انتخابات نسبت به قبیله ای شدن اصولگرایی هشدار داده و روند برنامه ریزی انتخاباتی اصولگرایان را با علامت سؤال های متعدد روبرو کرده بود ، پس از انتخابات نیز نگران تبدیل شدن مجلس هشتم به چیزی شبیه به مدل مجلس هفتم می باشد.
به وجود آمدن مجلس باندی، امکان رفتار و تصمیمات حداکثری را از خانه ملت سلب خواهد کرد و چنین مجلسی هرگز قادر به رسیدگی به مسائل کلان کشور نخواهد بود و در بسیاری از موارد همچون مجلس فعلی در مسائل جزئی متوقف خواهد ماند.
این در حالی است که ورود نماینده های جدید به مجلس هشتم، این امیدواری را ایجاد کرده است که مجلسی با هویت جدید در رأس أمور قرار گیرد و پیام مردم در انتخاب بیش از 200 نماینده جدید، که حاکی از علاقه به تغییر در هویت مجلس بوده است درک شود.
پرواضح است که این تغییر هویت با تعیین دوبارۀ هیئت رئیسه فعلی و دیگر ارکان مهم مجلس نظیر ریاست مرکز پژوهشهای مجلس و همچنین رؤسای کمیسیونها اتفاق نخواهد افتاد.
حذف عنوان ياران خاتمي تغيير تاكتيك است
عضو حزب كارگزاران سازندگي در ادامه اظهار داشت: در خصوص نحوه حضور ستاد در دور دوم انتخابات مجلس هشتم، تاكتيكهايمان تغيير خواهد كرد، البته نميتوانيم تاكتيكهايمان را اعلام كنيم چون رقيب بهره ميبرد.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا عنوان ياران خاتمي در اين دور از انتخابات از روي اين ستاد حذف شده است، گفت: با توجه به اينكه در مرحله دوم انتخابات همه گروهاي اصلاح طلب قرار است كه تحت يك عنوان و فراگير تر از دور اول حضور يابند دست به چنين تغيير تاكتيكي زديم.
پس از شکست در دور اول انتخابات اصلاح طلبان عنوان عوض کردند!!!

سهيلا جلودارزاده فعال سياسي اصلاحطلب، در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس با بيان اين مطلب افزود: اصلاحطلبان براي دور دوم انتخابات مجلس شوراي اسلامي برنامههاي انتخاباتي كه در دور اول پيگيري ميكردند را در اين دوره هم دنبال ميكنند.
وي در پاسخ به اين سوال كه تبليغات كانديداهاي اصلاح طلب در دور دوم انتخابات از سوي ستاد ائتلاف اصلاحطلبان انجام ميشود؟، گفت: من تبليغات انتخاباتي را به صورت فردي دنبال ميكنم و اگر هر جريان و گروه سياسي مايل باشد با اطلاع من ميتواند نام من را در ليست خود قرار دهد.
اين نماينده مردم تهران در ادامه خاطر نشان كرد: تاكنون گروههاي مختلفي اعلام كردهاند كه از من براي حضور در مجلس حمايت خواهند كرد.
جلودارزاده افزود: در حال حاظر همه كانديداهاي اصلاح طلب خودشان دارند فعاليت ميكنند و برخي هم به صورت گروههاي دو يا سه نفره تبليغات خواهند كرد. در كنار اين، اصلاحطلبان برنامههاي ملاقات با مردم و ارتباطات مردمي را براي دور دوم انتخابات مجلس شوراي اسلامي دنبال ميكنند.
وي در پاسخ به سوالي در مورد طرح ايده مشاركت غيرفعال از سوي برخي چهرههاي اصلاح طلب براي حضور در رقابتهاي انتخاباتي يادآور شد: من معني مشاركت غير فعال را كه اين دوستان مطرح كردهاند را نميدانم اما چيزي كه مهم است مشاركت همه گروهها در انتخابات است و طبعا هم مشاركت در انتخابات نوعي فعاليت است. اينكه مشاركت غيرفعال باشد را من نميدانم به چه معني است.
جلودارزاده در مورد پيشنهاد مطرح شده براي حذف عنوان ياران خاتمي از تبليغات انتخاباتي اصلاح طلبان گفت: اين پيشنهاد آقاي ابطحي بوده است.
وي در پاسخ به سوال خبرنگار فارس در مورد تصميمات ستاد ائتلاف اصلاحطلبان براي تبليغات انتخاباتي گفت: اينكه ستاد ائتلاف اصلاح طلبان بخواهند در دوم انتخابات هم با عنوان ياران خاتمي در انتخابات حضور داشته باشند مشخص نيست و در جلسهاي كه با آقاي مرعشي داشتيم شكل خاصي از تبليغات در اين ستاد مطرح نشد.
نظری به شعار جدید ائتلاف اصلاح طلبان
(( وقنی به آنها گفته می شود در زمین فساد نکنید، آنها می گویند ما چیزی جزء مصلح نیستیم، آگاه باشید که آنها مفسد هستند مام نمی دانند و بی خبرند))]سوره بقره آیه 11[
یکی از روش هایی که جبهه اصلاحات برای پیروزی در انتخابات مجلس پیش گرفته است تغییر مواضع و گاها انکار مواضع سابق خود است مانند اینکه کسانی که در مجلس ششم خود جزو متحصنین در مجلس بودند امروزه خود را از مخالفین آن کار معرفی می کنند و ... اما جدیدترین این تغییر مواضع را می توانیم در شعار انتخاباتی جبهه اصلاحات ببینیم، ((مقابله با تحجر و دفاع از اندیشه های امام ))
شکی نیست که اصلاحات واقعی با وقوع انقلاب اسلامی آغاز شد اصلاحاتی که آرمان آن اسلام ناب محمدی است نه به آغوش امریکا رفتن و به تعبیری دیگر اسلام امریکایی، اصلاح طلبانی که نه تنها اصلاحات را تعریف نکرده اند بلکه آن را در لفظ اصلاحات و بازی با احساسات مردم خلاصه کردند.
این بار نیز اصلاح طلبان با شعار "مقابله با تحجر و دفاع از اندیشه های امام (ره) وارد عرصه و میدان شده اند، اگر تاریخ را ورق بزنیم می بینیم در هر انقلابی گروههایی به انقلاب می پیوندند که تعدادی از آنها افرادی هستند که انقلاب را خوب نکرده و با آن همراه شده اند که در مسیر حرکت یکی یکی قطار انقلاب پیاده می شوند اگر نگاهی به شعار جدید این گروه بیندازیم می بینیم که تحجر مورد نظر این گروه زنده کردن دوباره اندیشه های امام است که تمام رساناهای غربی نیز به آن ادعان دارند و از زنده شدن دوباره افکار خمینی ئم می زنند . بی مناسبت نیست که مصادیقی از کارهایی که اصلاح طلبان در دوره گذشته برای زنده کردن اندیشه های امام انجام دادند اشاره کنیم:
ملی-مذهبی ها؛ امام در مورد این گروه می فرمود اینها مطرود جامعه هستند و فرمودند که به دلیل انکار ضروریات دین مرتد هستند، ایشان باررها می فرمودند که ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم ما تصمیم داریم پرچم " لا ا... الا ا... " را بر قلل رفیع کرامت به اهتزاز در آوریم و می فرمودند که : اگر اینها بر سر کار بودند دست ذلت به سوی دشمنان دراز می کردند کسی تصور نکند کا ما راه سازش با جهان جهانخواران را نمی دانیم ولی هیهات که خدمان ملت به به ملت خود خیانت نکنند. همگان در دولت اصلاحات شاهد رابطه تنگاتنگ با ملی-مذهبی ها (ملی-لامذهبی ها) بودیم بالاخره آقای خاتمی باید تکلیف خود را با این جریان روشن کند و نظر صریح را برای مردم ایران ابراز دارد.
حذف نام امام (ره)؛ تا سال 81 مسئولین هواپیمایی جمله ای را که ابتدای هر پرواز توسط هر مهماندار قرائت و در آن بنیان گذار انقلاب و شهدا ادای احترام می شد ، حذف کردند –مشخص است که حذف نام مقدمه ای برای حذف مرام امام بود .
اهانت به حضرت ولی عصر در نشریه ای منتسب به آنان به نام "موج نو".
درج کاریکاتور موهن از امام خمینی (ره) در سال 81.
تعرض به احکام دین؛ مانند اظهار نظر یکی از اعضای دفتر تحکیم وحدت به نام "سعید رضوی" که گفته بود: می توان به به جای خواندن دو رکعت نماز صبح دقایقی را تمرکز کرد.
همین شخص گرامیداشت شهدا را مورد هجمه قرارداد و از گرامیداشت مشتی استخوان سخن راند الیته این کار به اینجا ختم نشد و این آقا مزد کار خود را هم گرفت و توسط وزارت علوم دولت دوم خرداد با پول بیت المال به خارج از کشور اعزام و مشغول به تحصیل شد. سخن کوتاه!!! ما مانده ایم که قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را در نهایت چند دستور بهداشتی را به خدمت شما عزیزان عرضه می داریم:
1-نباید آتاتورک ها را که با شعار ((حریت)) و ((آزادی خواهی)) وارد عرصه سیاسی می شدند و کم کم نشانه های دین را از بین بردند فراموش کنیم .
2- افراد را بر اساس معیار حق و پیشینه کاریشان سنجش کنیم و بر اساس شعار.
3-مواظب باشیم که افرادی برای ما به ارزش تبدیل نشوند که آفت هر انقلابی تبدیل شدن افراد به ارزشها است.
<<فریدون محبی>>
رای دادن مانند نماز واجب است.
ت
امام خمینی(ره):
تکلیفی که به همه ملت متوجه است، به زن و مرد و آن کسی که به حد رای دادن قانونی رسیده است، واجب است این مساله که در پای صندوقها ... حاضر بشوند و رای بدهند، چنانچه سستی بکنید کسانی که می خواهند این کشور را به باد فنا بدهند، ممکن است پیروز بشوند . باید همه شما، همه ما، زن و مرد، هر مکلف همانطور که باید نماز بخواند، همانطور باید در سرنوشت خودش را تعیین کند.(11/4/60)
در بوتة نقد مجلس های ششم و هفتم
تصمیم به حضور در انتخابات و نگاهی خرد ورزانه به حق و تکلیف رای دادن و در مرحله دوم داشتن معیار و میزانی صحیح ، جان مایة نگاه آگاهانه به سرنوشت سیاسی خود و کشور است . بی گمان انتخابات مجلس با توجه به جایگاه قانون گذاری و تصمیم سازی این نهاد حساسیت کار را دو چندان خواهد نمود .
اما معیار ها کدامند ؟
ارزش و ارزش ها ، مبنای تصمیم گیری در این زمینه است ، ارزشی بودن از سویی ریشه در صلاحیت فردی مومنانه کاندیدا ها دارد و از سوی دیگر تعمیم این نگاه خدا باورانه به زندگی اجتماعی انسان است . ارزش بودن افراد با توجه در معرض ریزش و رویش بودن این صفت باید در تداوم مسیر حرکت فرد به اثبات در آید . اینکه امام (ره) میزان را حال افراد می دانند به این نکته اشاره دارد که ارزشی بودن صفتی پایا نیست که همواره عطف به ما سبق گردد .
دانش ، نیز به مانند ارزش نیازمند تعریفی کامل و جامع است . از دانش به شناخت مراد می کنیم و نوعی اجتهاد سیاسی ؛ دانش پلی است بین اجتهاد دینی بر مبنای اصول کتاب و سنت در عرصه نظر و عمل اخلاقی در عرصه سیاست و این است تاکید عمیق بر اینکه سیاست عین دیانت است .
البته این سخن به معنای نفی مفهوم تخصص و صلاحیت علمی نیست بلکه به زعم ما صلاحیت آکادمیک مادون شان شناخت سیاسی است .
اکنون شاید فضا فراهم گردیده باشد تا سخنان فوق را در عرصه عمل و در گذشت زمان ، در بوته نقد مجلس ششم و هفتم قرار دهیم تا با مثال ها و مصادیق مفهوم روشن تر گردد و اشتباهات گذشته در تفسیر این مفاهیم نیز مجلس ششم در فضای شکل پذیرفت که می توانست با استفاده از ظرفیت های قانون اساسی بهار سیاسی کشور به سوی شکوفایی بهتر رهنمون سازد .
تصمیم به حضور در انتخابات و نگاهی خرد ورزانه به حق و تکلیف رای دادن و در مرحله دوم داشتن معیار و میزانی صحیح ، جان مایة نگاه آگاهانه به سرنوشت سیاسی خود و کشور است . بی گمان انتخابات مجلس با توجه به جایگاه قانون گذاری و تصمیم سازی این نهاد حساسیت کار را دو چندان خواهد نمود .
اما معیار ها کدامند ؟
ارزش و ارزش ها ، مبنای تصمیم گیری در این زمینه است ، ارزشی بودن از سویی ریشه در صلاحیت فردی مومنانه کاندیدا ها دارد و از سوی دیگر تعمیم این نگاه خدا باورانه به زندگی اجتماعی انسان است . ارزش بودن افراد با توجه در معرض ریزش و رویش بودن این صفت باید در تداوم مسیر حرکت فرد به اثبات در آید . اینکه امام (ره) میزان را حال افراد می دانند به این نکته اشاره دارد که ارزشی بودن صفتی پایا نیست که همواره عطف به ما سبق گردد .
دانش ، نیز به مانند ارزش نیازمند تعریفی کامل و جامع است . از دانش به شناخت مراد می کنیم و نوعی اجتهاد سیاسی ؛ دانش پلی است بین اجتهاد دینی بر مبنای اصول کتاب و سنت در عرصه نظر و عمل اخلاقی در عرصه سیاست و این است تاکید عمیق بر اینکه سیاست عین دیانت است .
البته این سخن به معنای نفی مفهوم تخصص و صلاحیت علمی نیست بلکه به زعم ما صلاحیت آکادمیک مادون شان شناخت سیاسی است .
اکنون شاید فضا فراهم گردیده باشد تا سخنان فوق را در عرصه عمل و در گذشت زمان ، در بوته نقد مجلس ششم و هفتم قرار دهیم تا با مثال ها و مصادیق مفهوم روشن تر گردد و اشتباهات گذشته در تفسیر این مفاهیم نیز مجلس ششم در فضای شکل پذیرفت که می توانست با استفاده از ظرفیت های قانون اساسی بهار سیاسی کشور به سوی شکوفایی بهتر رهنمون سازد .
جناح بندی های هشتمین انتخابات مجلس در همدان
.
گفته می شود اصلاح طلبان به احتمال زیاد دکتر محمود نیلی ، غلامحسین مجذوبی از اساتید فنی و مهندسی دانشگاه را معرفی خواهند نمود وآقای حسنی حلم نیز به عنوان کاندید مستقل پا به عرصه نهاده است .
در طیف اصولگرایان نیز همچنان رایزنی ها جهت انتخاب دو نفر از میان آقایان مسگریان ، سید کاظم حجازی ، اکبر نظری و حاج بابایی ادامه دارد و با توجه به مخالفت های برخی نیرو های اصولگرا با شخص حمید رضا حاج بابایی مشخص نیست که اجماع شکل پذیرد یا خیر ؟
از سوی دیگر دکتر کارخانه ای نماینده دیگر همدان از حوزه تهران کاندیدا خواهند شد هر چند گفته می شود از آن حوزه نیز انصراف خواهد داد .
متن نامه محرمانه جامعه اسلامی دانشجویان به رئیس دانشگاه بوعلی سینا
در پی ارسال نامه محرمانه با عنوان (( بررسی تطبیقی عملکرد این مدیریت با شاخصه های اصولگرایی )) به ریاست دانشگاه ایشان در اقدامی عجیب آن را منتشر کرد متن کامل این نامه در زیر آمده است:
جناب آقای دکتر خزایی
ریاست محترم دانشگاه بوعلی سینا
مدتها بود در نظر داشتیم فارغ از از جنجال های طول ترم، از منظر و زاویه دید خودمان گزارشی از وضعیت دانشگاه در برخی بخش ها خدمتتان عرضه بداریم تا شاید بر عمق نگاه واقع بینانه جنابعالی به مسائل دانشگاه بیفزائیم . هرچند می دانیم این موضوع نیز به مانند دیگر گفته ها و نوشته ها به مزاج شما خوش نمی آید زیرا که سبک و سیاق این گزارش با مدح و ثنای تشکل نور چشمی در تضاد است و نیز این مسائل را بارها و بارها در نهان و آشکار بیان کرده ایم و صدالبته که کمتر نتیجه و اثری از آن یافته ایم مطالباتی که همان خواسته های مقام معظم رهبری از ما و شماست. همان مطالباتی که به جهت مغفول ماندنشان ، حضرت آقا اجازه دیدار به شما و همکارانتان در سایر دانشگاهها را ندادند و از شما خواستند که به این دیدارها بعنوان نمایش ننگرید.
نسیم ولایت
مقام معظم رهبری(حفظه ا... ) :

]نمایینده مردم باید[ دلسوز مردم باشد و برای آنها کار و فکر کند. نامزدهای انتخابات مراقب باشند خود را وامدار ثروتمندان و قدرتمندان و امثال این ها نکنند. اگر کسی وامدار دستگاه ها و اشخاص و وامدار پول و قدرت شد، دیگر نمی تواند برای مردم دلسوزی کند . پس دلسوزی هم یک شرط بزرگ است. شرط دیگر این است که نماینده مردم باید شجاع باشد . این ملت ، ملت شجاع است و آزاده ای است؛ ملتی است که تهدید قدرتهای متکبر جهانی او را به عقب نمی نشاند ، بنابراین نماینده تو هم باید شجاع باشد و نترسد.
نوشتاری از سید اهل قلم "سید مرتضی آوینی"

پایدار حق
حقیقت آخرین چیزی است که بشر در مقام کلی خویش به آن خواهد رسید و بنابراین ، ))حکومت حق))که بر مطلق عدل بنا شده، آخرین حکومتی است که در سیاره زمین بر پا خواهد شد. همه تحولات تاریخی در حیات بشر ))در انتظار موعود(( صورت گرفته است، چه بدانند و چه ندانند. اگر بشر ))تصویری فطری(( از غایت آفرینش خویش نداشت، هرگز با وضع موجود مخالفتی نمی کرد و نیاز به تحول یک بار برای همیشه در وجودش می مرد. اما هرگز بشر به وضع موجود رضا نمی شود و به آنچه دارد بسنده نمی کند،آیه (( یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملا قیه )) تاویلی دارد و آن اینکه غایت تلاش انسان(( لقای حقیقت )) است . پیامبران بزرگ همواره در اعصار جاهلی مبعوث گشته اند واین نه فقط به آن علت است که در عصر جاهلیت ، بشر مستغرق در ظلمات بیش تر نیاز به هدایت دارد، بلکه به این علت است که در صیرورت تاریخی حیات بشر این قاعده کلی وجود دارد که انسان تا گرفتار عصری از جاهلیت نشود قابلیت هدایت نمی یابد و اصلآ حکمت وجود شیطان در قصه آفرییش آدم در همین جاست که اگر شیطان نمی بود که انسان را از بهشت حقیقت مثالی وجود خویش به زیر آورد ، او قابلیت (( توبه)) پیدا نمی کرد. (( انا ا... و انا الیه راجعون )) دایره کاملی است که عالم هستی را معنا می کند . تلاشی که این انسان بر مهبط خویش برای رجعت به حقیقت وجود خود می کند مجموع تحولات تاریخی است که از حجت اول تا حجت آخر روی می دهد.
از رنسانس به این سو که آخرین عصر جاهلیت بشر آغاز شده ، حیات تاریخی اقوام انسانی در سراسر سیاره به یکدیگر ارتباط پبدا کرده است تا بشر در حیثیت کلی خویش مصداق محقق بیابد و اگر تحولی روی می دهد برای همه بشریت یکجا اتفاق بیفتد . در این آخرین عصر جاهلیت است که بشر در حیثیت کلی وجود خویش از اسمان معنوی هبوط خواهد کرد (( که کرده است )) و در همین عصر است که بشر در حیثیت کلی وجود خویش )) توبه(( خواهد کرد، که با پیروزی انقلاب اسلامی درایران (( که ام القرای معنوی سیاره زمین است )) این عصر نیز اغاز شده و می رود تا بالتمام همه زمین و همه بشریت را فراگیرد.
روشنفکران و طبل های تو خالی !!!
روشنفکران این مرز و بوم اگر چه از همان آغاز ایمان به قبله انتلکتوئل های قرن نوزدهم آورده اند اما هرگز حقیقتاً در تاریخ و تفکر غرب شرکت نیافته اند. آنها مقلدانی ظاهرگرا بیش نبوده اند و به عبارت بهتر، غرب زده بوده اند نه غربی. غرب زدگی تقلیدی ظاهری از احکام عملی انتلکتوئلیسم بیش نیست و این خاک اصلاً خاکی نیست که در آن روشنفکری پا بگیرد. از همان آغاز، انتلکتوئل های این مرز و بوم نقابدارانی پهلوان پنبه بیش نبوده اند؛ طبل هایی تو خالی، نه ماتریالیسم دیالکتیک ، نه مارکسیسم، نه لیبرالیسم، نه نیهیلیسم ، نه اتمیسم منطقی ، نه حتی ناسیو نالیسم. روشنفکران این مُلک،خمیازه کشانی مفلوک بیش نبوده اند و این شجره ریشه در خاک ندارد و به فوتی بند است که هیچ، حتی ستبر نیز نمی نماید خود را. نکبت و فلاکت، تقدیر تاریخی آنهاست و خود نیز این فلک زدگی را خیلی خوب در یافته اند. روشنفکر در مغرب زمین با وابستگی به ایدئولوژی های سیاسی و اراده به قدرت موجودیت می یابد و بنابراین، سیاسی بودن در آنجا جزء روشنفکری است. اما در اینجا روشنفکران مفلوک بدشانسی آورده اند و در خاکی روییده اند که مردم آنها را نمی فهمند، چرا که تاریخ در خطه اصلاً تابع دین است نه ایدئولوژی های سیاسی
بالأخره، اگر چه رهبری تاریخی این خطه با رهبران دینی است، اما ضرورتاً با اشاعه تمدن غرب و ارزش های ملازم با آن در سراسر جهان، در حد واسط بین تفکر اصولی دینی و تفکر متدیکِ رسمی، گروهی از انسان ها واقع خواهند شد که نامشان را هر چه بگذاریم، روشنفکر یا غیر روشنفکر، وظیفه تاریخی آنها دفاع از شریعت و انحلال تفکر متدیک غربی در آن است. روشنفکران این مرز و بوم، اگر صداقت داشته باشند و شجاعتی که با آن به غرب و شرق و عُجب و کبر ملازم با روشنفکری پشت کنند، آنگاه همچون مرحوم جلال آل احمد و شهید دکتر شریعتی خواهند توانست هویت تاریخی خویش را باز یابند و از عهده انجام وظیفه ای که در خور آنهاست بر آیند.
عصر جاهلیت مدرن و نظریه ترقی
آقایان! این عصری که شما سنگ آن را به سینه می زنید یکی از اعصار جاهلیت است و تفاوت آن با دیگر اعصار جاهلی در آنجاست که این بار جاهلیت را تئوریزه کرده اند و به آن صورتی عملی بخشیده اند. این عصر، چه قبول بکنید و چه نکنید، عصر خرافات است و ما مأمور به مبارزه با این خرافه گرایی مدرن هستیم و یکی از بزرگترین خرافه های رایج در این عصر، ))نظریه ترقی )) است. نظریه ترقی به این فرض که ارتقای تاریخی انسان سیری خطی دارد بنا شده است و از لفظ ))ارتقا(( نیز صرفاً ملاحظات مادی و حیوانی زندگی بشر را مراد کرده اند، حال آنکه تکامل و تعالی انسان درارتقای مادی، ولنگاری و رفاه بیش تر نیست. کمال انسان در قرب خداست و این قرب، خلاف تصور آقایان، با قناعت بیش تر ملازمه دارد تا اسراف در مصرف و تمتع دیوانه وار. ما کمال بشر را در تکنولوژی پُست مدرن نمی جوییم تا برای دستیابی بدان، خود را به غرب و شرق تسلیم کنیم و البته از جانبی دیگر، معتقدیم که می توان تکنولوژی را در یک نظام هدایتی مناسب به استخدام کشید .
مکتبه البوعلیه فی ترم الماضیه
چون طبع روزگار همواره برین نمط بودی که هیچ درنگ نکردی ، ترم الماض نیز همچون تروم الماضیه در شدی، لکن در این میان وقایعی همقران با اتفاق افتاد که در این مقال قصد بر ذکر آنان بودی:
اول : فی الیوم x من البرج y مفتی اعظم مکتب جامع بین المعقول و المنقول و المشهود مولانا و مقتدانا، اکابر و نهایت علم الکیمیا، محمد بن زکریای ثامن، دکتر اردشیر خزائی (مده ظله) چهار تن از نوباوگان را طی فتوایی به مقام مستشاریه بار داری که نام آنها چنین بودی ؛ شیخ الفقها و المحدثین عبدا.. المرادی، خاتم المجتهدین ، المدرسین سجاد الریحانی ، صوفی صافی، غریق بحر مداحی امام مهدی قلی الراشد و شیخ الطایفه و عارف واصل همو که نامش سنت ابراهیمی زنده کردی، بیت ا... البرقراری.
لکن چون در این فتوا مفتی اعظم به منازعات بین اهل حدیث و صوفیان توجه ننموده بودی، شیخ الفقها و خاتم المجتهدین سخت برآشفتی که ما را با این قوم زندیق، چه کار است ؟ ما را با کسانی که قائل به وحدت بین مطالبه گری و پاچه خواری هستند، چه کار است ؟
چو احوالات بر ین منهج گذشتی آنان بر آن شدی که عطا این منسب را به لقایش واگذار کردی و از قبول این سمت سرباز زدی و با این عمل مورد خشم مفتی اعظم قرار گرفتی!
دوم: فی الیوم M من البرج N برخی از نوباوگان محفلی انسی ترتیب دادندی که طی آن مفتی اعظم و دیگر شیوخ مکتب دستی بر سر نوباوگان مشغول به تحصیل فضل در مکتب بکشی و آنان را مورد تلطف قرار دهی، نوباوگان که در سنه گذشته از هجر و دوری آنان سخت مهجور بودندی از دیدار آنان چنان مست شدی که دیگر از خود هیچ خبر بودی در این میان عده ای ست به بدمستی زدی و شروع به سخن گفتن با اکابر و اعاظم مکتب کردی و آنچنان با هیجان و شور سخنراندی که جمله جمع را وقت خوش گشتی و شروع به سماع(رقص عارفانه) کردی ، لکن از آنجا که مفتی اعظم سخت به احکام شرع ملتزم بودی بر آشفت و هر چه سعی کردی تا مانع این عمل قبیح شوی توفیقی حاصل نکردی ، ناچار مجلس را که دیگر در ناکجا آباد در حال سیر بود ترک گفتی.
سوم : فی الیوم P من البرج P مفتی اعظم برای خوشنود کردن قلب بعضی از رجال سیاست مملکت دست به کار خلق الساعه ای زدی و آن این بودی که رئیس مکتبچه علوم معقول و منقول، اعدل العدلا دکتر حاج عزیزی را طی فتوایی از ریاست مکتبچه معزول کردی و اقول الاقویا، معلم الهرکول و المدرس الرستم دکتر شعبانی (مد ظله) را به جای او نشاندی و این همان میرزایی بودی که پس از اینکه شیخنا الخزایی به ریاست مکتب رسیدی از منصب وزارت معزول گشته بودی و به سبب این عمل مغضوب بعضی از رجال دیوانی شدی.
چهارم:در آن هنگام که غالب نوباوگان سخت مشغول آمادگی برای قتال با میرزاهای مکتب می شدی برخی از این جماعت مجاهد که از اوضاع واحوال مکتب زیاد خرسند نبودی بر آن شدندی که رساله ای در کمال اختفا به مفتی اعظم مرسول دارندی و در آن به بعضی از معضلات مکتب مانند اینکه چرا احوالات این مکتب بر این منهج بودی که علف خشکی نیز از برای منتقدین و دلسوزان خورد نمی شوی و تمام توجه ها و صله های واصله ازآن شعرای اهل مدح و ثناست، چرا در این مکتب هرکس خواستار حقی از حقوق ضایع شده ی خود، شدی او را طی فتوایی مرتدد خواندی و از جرگه اهل ایمان بیرون راندی و به دیار زنادقه ملحق ساختی و ... . این رساله که در کمال اختفاء نگاشته و مرسول شده بودی ناگهان از سر بازار خبر شدی و همگان از او مطلع شدی، بعد از کمی تفتیش معلوم شدی که این رساله توسط خود مفتی اعظم شاهد بازاری شدی و ایشان از این رساله سخت آشفته بودی و مدام اعلام داشعتی که من این کار به دیوان به پیش قاضی برم و در حق شما کاری کنم که ثلاثه العام (سه سال) در حبس به سر برین ....
پنچم : فی حواشی یوماً اسمه یوم النوباوه (روز دانشجو) برخی از نوباوگان که همیشه سعی وافر در ایجاد شور و هیجان در مکتب مبذول داشتی و در این عمل دستی قوی داشتندی، شروع به راه اندازی محافل بزمی در سطح مکتبچه ها کردندی و امروز مکتبچه مزروعه را غرق سرور کردی و فردا مکتبچه حیل را و این کار خود را خدمتی بس عظیم در حق نوباوگان حساب آوردی و دمادم گفتی که ما حقوق شما را از این قوم رئیس ستدیم.
مقام معظم رهبري (حفظه ا...):

آن روزي كه خداي نخواسته جمهوري اسلامي، رفاه و آبادي را هدف عمده خويش
قرار داده و در اين راه حاضر به چشم پوشي از آزمان هاي انقلابي و جهاني و
فراموشي از پيام جهاني انقلاب شود، روز انحطاط و زوال همه اميدها خواهد بود؛ و
خدا چنين روزي را ان شاءا... هرگز نخواهد آورد.
سخنی با دکتر خزایی
سخنی با ریاست دانشگاه
جناب آقای دکتر خزایی سلام، خسته نباشید؟! در جلسه پرسش و پاسخ شما با
دانشجویان صحبت های شما رو شنیدیم. جای جبهه رفته ها و شهدا خالی؟! خسته
نباشید! در جلسه از رهبرمان مایه گذاشتید، دست مریزاد، از سوابق خودتان در جبهه و
جنگ گفتید، قبول باشه؟! استاد بسیجی نمونه، میشه بگید تا حالا کدام فرمایشات رهبر
عزیز انقلاب را اجرا کرده اید یا در جهت آنها گام برداشته اید؟ در راستای فرمایشات
ایشان چه ها کردید؟ کاش می گفتید چقدر مطالبات حق طلبانه دانشجویان را، نه اجرا
بلکه حداقل شنیده اید؟ کاش می گفتید تا حالا به چند جا از این حرفهای حق طلبانه
دانشجویان بسیجی شکایت کرده اید؟ کاش می گفتید از شنیدن این حرفها چقدر
خوشحال می شوید، کاش می گفتید این حرفها چقدر شما را آشفته می کند؟ کاش و
هزاران کاش دیگر .....
استاد عزیز از جبهه و جنگ و سوابق انقلابی خود گفتید از جنگ و اینکه خانواده خودتان را
رها کردید و در پتروشیمی در خدمت دفاع از انقلاب بودید. خسته نباشید، متشکریم. نمی
گویم که پرونده شما را رفتم و بررسی کردم، کاش می گفتید اون روزها در انگلیس و
آمریکا همزمان با دكتر چمران !! چه ها می کردید؟ كاش مي دانستيد انقلابیون چه ها
کردند؟كاش از كردستان و همرزمي با شهيد بروجردي هم مي گفتيد !! کاش می گفتید که
در پتروشیمی مانند یک کارمند کار می کردید و حقوق می گرفتید؟ کاش کمی از ارتباط این
پتروشیمی با جنگ بیان می کردید؟ شاید باورمان شود که ....؟! کاش بجای اینکه از
پتروشیمی گفتید: ازفکه و طلائیه ، از اروندو شلمچه ، از هویزه و سلیمانیه می گفتید. کاش
از عملیات کربلای 4 و کربلای 5 و .... می گفتید. کاش حداقل می گفتید که بعد از جنگ از
این مناطق بازدید کرده اید؟ کاش ما را اینقدر شرمنده نمی کردید! فقط می گفتید این
مکانها در جنوب کشور قرار دارند يا در غرب؟ همين برای ما کافی است.
آقای دکتر خزایی پیشنهاد می کنم امسال عید بجای اینکه به تهران و اصفهان و شیراز و
کشورهای خارجی سفر کنید، بیایید با بچه ها به بازدید از مناطق جنوب برویم. ببینیم در
هشت سال جنگ در جبهه ها چه گذشته است. مزید اطلاع می گویم در تعطیلات عید
،جامعه اسلامی از این مناطق بازدید خواهند داشت بیایید خود را دعوت کنید و در این
سفر همراه آنها شوید(البته اگر برو بچه های جامعه اسلامی دانشجویان موافقت کنند.)
اون وقته که یقین دارم حیفتان می آید پتروشیمی بودن را جبهه تصور کنید.از این حرفها
بگذریم، آقای دکتر خزایی، خاطره ای از جبهه برایتان بگویم، مطمئن هستم که تاکنون
نشنیده اید شاید بهانه ای باشد یادی از اين عزیزان کرده باشیم. نقد کردن شما فایده ای
نخواهد داشت پس خاطره رو بشنویم:
از سردار حجازی شنيدم، می گفت: در منطقه بودم، جوانی خوشگل و باریک اندام با
لباسهای زیبا اومد اونجا، خودش رو ناصر نیکنام معرفی کرد. از آن ژیگوریها بود بهتر بگم
تیپ جوانهاي امروزی رو داشت. گفت اومدم جبهه خدمت کنم. به قیافش نگاه کردم
حدس زدم به درد جبهه و منطقه نمی خوره، آخه تو جبهه و این تیپی ندیده بودم، دلم
نیامد به او نه بگم. گفتم: جایی برای كار شما ندارم. فقط یه آشپزخانه است، می داني
اونجا کمک کنی، جواب مثبت داد و رفت آشپزخانه؛ اونجا رو تمیز می کرد، پیازی پوست
می گرفت، سیب زمینی آماده می کرد و ....
تا اینکه یه روز تو عملیات برای توپخانه نیرو کم آورده بودیم. از من نیرو می خواستند،
نداشتم. ايشون رو معرفي كردم اما چشمم آب نمی خورد به دردشون بخوره.
آقا ناصر رو فرستادم توپخانه دیگه هم یادم رفت كه يه ناصر خوشگلي تو آشپزخانه
داشتيم.
بچه های توپخانه که می اومدن پيش من از طرف ناصر سلام مي رساندند، می پرسیدم
کدام ناصر! گفتند: همون جوان خوش قیافه! من هم جوابش رو می دادم، ديگه هم پيگيري
نمي كردم.
به هر حال گذشت تا اینکه جنگ تمام شد و من یه روز داشتم از شمال رد می شدم،عکس
بزرگ آشنايي رو ديدم كنار خيابون، به راننده گفتم، نگه داشت. رفتم جلوتر دیدم نوشته
پيام (( سالروز شهادت سردار ناصر نیکنام)) بود.
کارم رو رها کردم و رفتم بنیاد حفظ آثار اونجا، پرونده ایشون رو درآوردم یادم آمد که این
همون جوان خوش قیافه است، پرونده اش رو خواندم، متوجه شدم دانشجوی فوق
تخصص جراحی مغز در آمریکا بوده، وقتی جنگ پیش می آید، درس رو رها می کنه و مياد
جبهه و بقيه ماجرا كه خونديد . آقای حجازی می گفت:اون وقت بود که فهمیدم چرا ما
شهید نشدیم و اینها از راه اومدن و رفتن.
یادشان گرامی
آقای دکتر خزایی برداشت با شما، بسیجی نمونه شدن هم پیش کش شما ما که نخواستیم.
مهم اینه که اون بالایی ما رو بپذیره؟ قبول باشه به ما بگه. آقای دکتر خدا قوت...
پیامی به پهنای تاریخ ؛
پیام امام خمینی (ره ) درباره انقلاب فرهنگی
آقای وزیر علوم ؛ شما کجا سیر می کنید ؟!
باید انقلابی اساسی در تمام دانشگاههای سراسر ایران بوجود آید تا اساتیدی كه در ارتباط با شرق و یا غربند تصفیه گردند و دانشگاه محیط سالمی شود برای تدریس علوم عالی اسلامی. باید از بدآموزیهای رژیم سابق در دانشگاههای سراسر ایران شدیدا جلوگیری كرد، زیرا تمام بدبختی جامعه ایران در طول سلطنت این پدر و پسر از این بدآموزیها به وجود آمده است.
اگر ما ترتیبی اصولی در دانشگاهها داشتیم هرگز طبقه روشنفكر دانشگاهیای نداشتیم كه در بحرانیترین اوضاع ایران در نزاع و چند دستگی با خودشان باشند و از مردم بریده باشند و از آنچه بر مردم میگذرد چنان آسان گذرند كه گویی در ایران نیستند.
تمام عقبماندگیهای ما به خاطر عدم شناخت صحیح اكثر روشنفكران دانشگاهی از جامعه اسلامی ایران بود، و متأسفانه هم اكنون هم هست. اكثر ضربات مهلكی كه به این اجتماع خورده است از دست اكثر همین روشنفكران دانشگاه رفتهای، كه همیشه خود را بزرگ میدیدند و میبینند و تنها حرفهایی میزدند و میزنند كه دوست به اصطلاح روشنفكر دیگرش بفهمد و اگر مردم هیچ نفهمند، نفهمند، زیرا دیگر چیزی كه مطرح نیست مردمند، و تمام چیزی كه مطرح است خود اوست، برای اینكه بدآموزیهای دانشگاهی زمان شاه، روشنفكر دانشگاهی را طوری بار میآورد كه اصولا ارزشی برای خلق مستضعف قائل نبود و متأسفانه هم اكنون هم نیست. روشنفكران متعهد و مسئول، بیایید تفرقه و تشتت را كنار گذارید و به مردم فكر كنید و برای نجات این قهرمانان شهید داده، خود را از شر ” ایسم“ و ” ایست“ شرق و غرب نجات دهید. روی پای خود بایستید و از تكیه به اجانب بپرهیزید. طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاهها باید دقیقا روی مبانی اسلامی مطالعه كنند و شعارهای گروههای منحرف را كنار گذارند و اسلام عزیز راستین را جایگزین تمام كجاندیشیها نمایند.
این دو دسته باید بدانند اسلام خود مكتبی است غنی كه هرگز احتیاجی به ضمیمه كردن بعضی از مكاتب به آن نیست. و همه باید بدانید كه التقاطی فكر كردن خیانتی بزرگ به اسلام و مسلمین است كه نتیجه و ثمره تلخ این نوع تفكر در سالهای آینده روشن میگردد. با كمال تأسف گاهی دیده میشود كه به علت عدم درك صحیح و دقیق مسائل اسلامی، بعضی از مسائل را با مسائل ماركسیستی مخلوط كردهاند و معجونی بوجود آوردهاند كه به هیچ وجه با قوانین مترقی اسلام سازگار نیست. دانشجویان عزیز! راه اشتباه روشنفكران دانشگاهی غیرمتعهد را نروید و از مردم خود را جدا نسازید
فریاد عدالت و عقلانیت
فریاد عدالت و عقلانیت
از پیامبر (ص) تا علی (ع) تا مهدی (ع) تفکر دینی و توحیدی را در حوزه نظر با عقلانیت و در حوزه عمل با عدالت طوری گره زده اند که نمی توان اینها را از هم تفکیک کرد . هر جا می بینیم دین غیر عاقلانه و یا غیر عادلانه طرح می شود باید در برابرش حساسیت نشان بدهیم . بعضی ها اینگونه فکر می کنند که هر جا عقل تعطیل تر است آنجا دینی تر است ! گویی که وحی آمده است عقل و تجربه را تعطیل بکند . حضرت امیر (ع) فرمود : جامعه ای که پایه های عدالت را بر افرازد و شعله عقل را گرم نگه دارد ، آن جامعه و حکومت ماندنی است و یکی از علائم عاقلانه بودن یک جامعه این است که به روش عدالت عمل بکند .
ریاست دانشگاه و منبع مشروعیت
اين روز ها شاهد آن هستيم كه كساني، مشروعيت رياست دانشگاه را به نظر دانشجويان مي دانند و آن را مصداق وجود فضاي آكادميك در دانشگاه مي دانند ( حال بگذريم همين طرفداران نقد و آزادي بيان و فضاي آكادميك در جلسه پرسش پاسخ ، پس از بيان نظر خود حاضر نشدند پاسخ طرف مقابل را بشنوند ... )
از سوي ديگر ديدگاهي نيز ، مشروعيت مديريت را به حكم و ابلاغ توسط مافوق خود مي دانند .
مشروعيت ، در سطح وسيع تر درباره حكومت اسلامي و ولي فقيه بسيار بحث شده است .
به گمان ما ، مشروعيت در پيوند و يگانگي با مفهوم حقانيت و رضايت خداوند است و اين مفهوم در كنار مقبوليت ، دو شرط مدير مسلمان است . مشروعيت مدير شرط لازم و رضايت مردم ( مقبوليت ) شرط كافي براي تحقق مديريت اسلامي است . رضايت مردم و حتي اكثريت مردم درباره يك موضوع به هيچ وجه حقانيت و صحت آن را تائيد نمي كند به عنوان شاهد علي(ع) امام است و رهبر با حكم مستقيم الهي ( مشروعيت ، اما مردم درباره حكم خداوند اهمال كردند و شرط مقبوليت براي علي(ع) تامين نشد . اما علي (ع) همچنان امام بود حتي هنگامي كه مردم نخواستند .
درباره مديريت دانشگاه در سطحي بسيار نازل تر ، همين موضوع برقرار است . پس مشروعيت رئيس دانشگاه به راي دانشجويان نيست هرچند رضايت دانشجو باعث تحقق مديريت رياست دانشگاه شود .
اما نقد ديدگاه دوم : با به كار بردن تساهل و تسامح صدور ابلاغ مديريت براي يك شخص ، فقط مي توان به سابقه مدير صحه نهاد .حكم ابلاغ وزير علوم براي مدير دانشگاه مشروعيت نمي آورد بلكه مشروعيت او طبق سخن مقام معظم رهبري به عملكرد او در راستاي تحقق عدالت در همه زمينه ها و پاسداري از ارزشها و خدمت رساني خاضعانه به دانشجويان است .
جلسه پرسش و پاسخ هئیت رئیسه برگزار شد
امروز دوشنبه ۱۹/۹/۸۶ جلسه پرسش و پاسخی هئیت رئیسه دانشگاه از طرف بسیج دانشجویی برگزار شد که در طی آن ریاست دانشگاه و مدیران ارشد دانشگاه به پرسشهای دانشجویان پاسخ دادند و معاونت دانشجویی دکتر قائمی در پاسخ به این پرسش که چرا در دانشگاه برنامه ای برگزار می شود که در آن اختلاط شدید پسر و دختر وجود داشته باشد ؟ به طور کلی منکر این مطلب شده و وجود اختلاط در آن برنامه ا تکذیب کرد . لازم به ذکر است که یکی از شاهدان وجود اختلاط در این برنامه مدیریت محترم امور فرهنگی دانشگاه دکتر کزازی می باشد
روشن فکری و روشنفکران . راه بی بازگشت
روشن فکری و روشن فکران . راه بی بازگشت مقاله درج شده در جاده شماره ۵
روشن فكري : به مثابه آزاد انديشي بر مبناي اصول عقلي و ديني در مواجهه با پديده هاي جديد است . شناخت و تفكيك ذات ثابت و پوسته متغيير دين اصل ابتدايي روشن فكري است .
اما روشنفكري :
بايستي ديدگاهها و كاركرد روشنفكران را بر تعريف فوق عرضه كرد تا عيار سخن و راز هاشان روشن و از پرده برون افتد نه اينكه تساهل و تسامح را در بخشيدن خلعت روشنفكري آنچنان گستره يابد كه خرد و عقل در محاق فرو رود .
بنا برنظر مقام معظم رهبري روشنفكري در ايران بيمار به دنيا آمده است و متاسفانه روشنفكران وارث تفكر ناقص الخلقه اي هستند كه از پدران روشنفكري ايران چون ميرزا ملكم خان ، آخوند زاده و ... سرچشمه يافته و همواره با شيفتگي خود به جلوه تكنولوژيكي تمدن مدرن ، به بهانه رنسانس اسلامي ، بي خردانه به شالوده شكني ساختار هاي ديني و سنتي جامعه بر آمده اند .
با كج فهمي بزرگ خود و بر اساس آموخته هاي خود از درس اساتيد غربي خود ، هر چه كه با سنت و معنويت پيوند دارد را خرافه خواندند . ديگران و نسل هاي بعدي آنان نيز عمدتا با پذيرش اصول دنياي مدرن ، در بهترين حالت سعي در اثبات عدم تعارض دنياي مدرن با آموزه هاي اسلام نموده اند و البته كاركرد هاي مقطعي ارزشمندي نيز داشته اند ؛ مهندس بازرگان و دكتر شريعتي از اين دسته اند .
اما روزشنفكران امروزين با ايمان كامل به مفاهيم غربي و عدم شناخت از داشته هاي اسلامي و ايراني به مترجمان متبحري بدل گشته اند كه مفاهيم آنسوي آب ها را بدون چون و چرا و چون وحي منزل ( در تضاد با تعريف روشن فكري ) و حتي در مقام بومي سازي هم بر نمي آيند .
دكتر سروش سرحلقه اين نسل از روشنفكران است و چون چشم بر دهان و سخن غربيان دوخته اند ( ايشان كه به عنوان نظريه پرداز مطرح هستند ؛ با دریافت ابطال گرايي را از پوپر ، پديدار شناسي را از كانت و هرمنوتيك فلسفي را از گادامر به ترجمه آثار جان هيگ پرداخته تا ؛ نظريه قبض و بسط را به نام خود ... و با ترجمه آثار شلاير ماخر ؛ نظريه بسط تجربه نبوي را نيز به نام خود ... )
و از فضاي فكري ايران بيگانه اند ؛ مشكلات و ايرادات جامعه مسيحي را به اسلام تعميم داده و دقيقا همان نسخه هاي درمان را كه غربيان براي خود پيچيده اند را به خورد ملت هاي مسلماني ميدهند كه ابدا با آن مشكل دست به گريبان نيستند ( نظير بحث پلوراليسم و آموزه نجات )
ين است واقعيت تلخ روشنفكري امروز كه از روشنفكري فقط نابودي ساختار هاي ديني را فرا گرفته اند و غافل از اينكه آنچه ارزشمند است گرفتن غبار تحجر و تجدد از دين است نه ساختار شكني محض. از روشنفكري فقط ژست نظريه پردازي را آموخته اند و فارغ از درد هاي مردم و سنت فكري جامعه ؛ پيپ در دهان و كراواتي بر گردن يا احيانا ريش پروفسوري بر صورت ، در كافه هاي بالاي شهر عكس انداختن را .
پس ديگر چه جاي اشكال است بر دوستان نشريه روز ها كه چون بزرگان و نظريه پردازان( البته مترجمان ) پوشالي و تو خالي خود ، كه در مقام خرد ورزي تناقضلت عقلي و علمي غرب را نمي بينند ( و شايد نمي خواهند ببينند و شايد نيز نمي فهمند ) و چشم خود را بر نتيجه تمدن جديد كه سرگرداني فكري ، پوچي و شكاكيت بشر است بسته اند . اينان نيز دل در گروي اكسفورد و كمبريج و هاروارد و ... نهاده اند غافل از اينكه در بعد نظري ؛ دانشگاه در تعريف علم مدرن ديگر مهد علم و حقيقت جويي نيست بلكه سرچشمه ابطال پذيري علم و عدم قطعيت است .
در بعد كاركرد دانشگاهها نيز چشم خود بسته اند بر ؛ امكان نيافتن اقشار متوسط به پائين جامعه در تحصيل در اين دانشگاهها و تحصيل سرمايه داران و مقامات سياسي آمريكا در اين دانشگاهها ( فضاي كاملا آكادميك !!!) ، كشتار دانشجويان توسط همكلاسي هايشان ، نا امني روز افزون اخلاقي و اجتماعي ، وضعيت بغرنج زنان كه از انتخاب ميان علم و عفت يكي را بيشتر نمي توانند بر گزينند .
مگر همين اتوپياي آْكادميك شما ، دانشگاه كلمبيا ، نبود كه نماينده ملت بپاخاسته اي مقابل امپرياليسم را تحقير مي كند اما به دو ديكتانور شهير قرن ؛ محمد رضا پهلوي و پرويز مشرف دكتراي افتخاري اعطا مي كند . دانشگاه كلمبيا ، از ميان كسي كه براي آزادي قيام كرده و كسي كه بر آزادي قيام كرده است ، كداميك را برگزيد ؟
چشم خود را باز كنيد و با روشن فكري بنگريد . آيا سنت فكري ، فرهنگي ، ادبي ، هنري و ... خودمان را به يكباره فداي تصوير سازي وهم آلود از غرب مي كنيد ؟ از تجربه اي كه خود غربيان بدان رسيده اند ، پند نمي گيريد ؟
مخالفت با برگزاری مناظره و بحث آزاد دانشجویی در دانشگاه
هیئت نظارت بر تشکل های اسلامی با برگزاری جلسه مناظره و بحث آزاد دانشجویی در دانشگاه بوعلی سینا میان نمایندگان جامعه اسلامی دانشجویان جنبش عدالتخواه و انجمن اسلامی تحکیم منحل شده مخالفت کرد .
دکتر خزایی ریاست دانشگاه بوعلی سینا با بیان اینکه کنترل یعنی جلسه مناظره در سالن اجتماعات دانشکده علوم یعنی عدم حضور و ایراد صحبت توسط طیف های فکری مخالف . خواستار ان شد که یا برنامه لغو شود و یا کنترل شود .
باعث تاسف است که مدیریت به اصطلاح اصولگرا از تضارب آرا که باعث روشن شدن فضای گفتمان های سیاسی در دانشگاه می شود می گریزد . پس دیگر چه جای تعجب از گریز ایشان از جمع های دانشجویی و جلسات پرسش و پاسخ و چه انتظار بی جاییست پاسخگو بودن ایشان
اللهم صل علی محمد و آل محمد
و عجل فرجهم
قرار بازداشت 7 دانشجوي پيگير مبارزه با مفاسد اقتصادي! و باز هم دیوان عدالت اداری
پس از صدور دستور دستگیری 7 تن از دانشجویان تشکل های اسلامی دانشجویی دانشگاههای شیراز که شش تن از آنان دبیر تشکل های متبوع خود می باشند، در ساعات ابتدایی صبح یکشنبه، یک نفر از این دانشجویان بازداشت و پس از انتقال به بازداشتگاه موقت دادگستری استان فارس، با قید وثیقه آزاد شد.
به گزارش رجانیوز، "مجمع دانشجویی مطالبه آرمانهای انقلاب" متشکل از 6 تشکل دانشجویی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز، بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز، ستاد یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه شیراز، ستاد یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی شیراز و تشکل دانشجویی وصال دانشگاه آزاد اسلامی شیراز در پی صدور بیانیه های مختلف و برگزاری جلسات متعدد پیرامون مفاسداقتصادی و مطالبه از دستگاههای مسئول جهت پاسخگویی در قبال فرمان هشت ماده ای مقام معظم رهبری (مدظله) با برخورد قضایی دادگستری استان فارس روبرو گشت.
این تشکل های دانشجویی در هفته های اخیر با تمرکز بر روی پرونده ساخت برج های تجاری موسوم به "پروژه محمد پور" و صدور بیانیه های متعدد و برگزاری جلساتی در دانشگاه و حضور در شورای اسلامی شهر شیراز و اعتراض به روند غیر قانونی و مشکوک طی شده در پرونده مذکور و موضع گیری و همچنین احکام صادر شده از سوی دیوان عدالت اداری، موجب بروز حساسیت هایی در میان برخی مسئولین استان فارس شده بودند که به دستور قضایی و بازداشت 7 تن از دانشجویان عضو اين تشكلها، منجر شد.
بنا بر این گزارش، دادیار شعبه 16 دادگستری استان فارس پس از تماس تلفنی جداگانه با منزل شخصی دانشجویان مذکور و ارعاب خانواده های آنان و درخواست حضور آنها در دادگاه جهت ارائه پاره ای توضیحات، بلافاصله پس از حضور دبیر تشکل دانشجویی وصال دانشگاه آزاد در محل مجتمع قضایی، بدون تنظیم کتبی اظهارات و تفهیم موارد شکوائیه و مشخص نمودن موارد اتهامی، با برخورد زننده ای دانشجوی یاد شده را به بازداشتگاه منتقل می نماید.
سایر دانشجویان احضار شده نيز در گفتگو با رجانیوز، از این برخورد ابراز نارضایتی نموده، خواستار نامه کتبی دادگاه و اعلام دلایل قانونی این حرکت شتابزده و بی حرمتی به شئون دانشگاهیان گردیدند.
محمد زارع دانشجوی فوق لیسانس عمران دانشگاه شیراز و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه به عنوان سخنگوی "مجمع دانشجویی مطالبه آرمانهای انقلاب" در گفتگو با خبرنگار ما، تأكيد كرد: پیرو مطالبه حقه مقام معظم رهبری از دانشگاهیان و به ويژه تشکل های دانشجویی، در جهت آرمانخواهی و عدالت طلبی و مطالبه آرمانهای انقلاب از کارگزاران نظام و پاسخگویی در خصوص نحوه عملکرد آنان، تشکل های اسلامی دانشگاههای شیراز، اقدام به تشکیل این مجمع در سال جاری نمودند.
وی درخصوص اهداف اصلي شكل گيري این مجمع افزود: عمده اهداف مجمع، ترویج فرهنگ پرسشگری در میان آحاد جامعه خصوصاً فرهیختگان اجتماع، زنده کردن اصل متقن و استوار امر به معروف و نهی از منکر و پیگیری مفاسد اقتصادی، مقابله با رانت های اقتصادی– اجتماعی و مطالبات از قوه قضائیه به عنوان مرجع اصلی رسیدگی به مشکلات و مفاسد اقتصادی بوده است.
وی زراندوزی و پیوندهای شوم قدرت و ثروت را به عنوان يكي از آفات دهه های اخیر برشمرد و حرکت فراجناحی برخی کارگزاران جمهوری اسلامی به سوی مفاسد اقتصادی و ثروت های بادآورده را بزرگترین خطر پیرامونی "انقلاب اسلامی" دانست.
اين فعال دانشجويي، حرکت فرصت طلبان و رانت خوران عصر جدید که پای بر دوش برخی بزرگان نظام با استفاده از حیله ها و ترفندهای بعضاً قانونی، ثروت های نامشروع افسانه ای اندوخته اند را باعث تأسف دانست و خواستار برخوردهای شکلی و همچنین آسیب شناسی و پیگیری و برخوردهای ماهوی با مفاسد اقتصادی شد.
سخنگوی مجمع مطالبه، در ادامه نسبت به روند بی سابقه برخورد با 6 تشکل دانشجویی اسلامی اظهار تاسف كرد و اظهار داشت: تماس تلفنی با منزل دانشجویان و تهدید ضمنی خانواده ها و عدم بیان علت جرم از موارد غیر قانونی اتفاقات چند روز اخیر بوده و از دیدگاه ما چاپ اسنادی با طبقه بندی عادی و همچنین کاریکاتورهای روزنامه کیهان در خصوص قوه قضائیه و پرونده های مفاسد اقتصادی تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب نمی باشد.
وي افزود: در صورت ادامه این روند، ممکن است با تصمیم دانشجویان، حتی اسناد طبقه بندی شده تکمیلی که حقایق بسیاری را روشن خواهد ساخت، توزیع گردد که این مسئله احتمالاً مطلوب دستگاه قضایی نخواهد بود.
عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه شیراز درباره دانشجویان احضار شده گفت: حسین رئیسی دبیر ستاد یادواره شهدای دانشگا ه شیراز، مصطفی نمازیان دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شیراز، سجاد آزمند مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز، علی مبصر مسئول تشکل وصال دانشگاه شیراز، امین سجاد کریمی دبیر ستاد یادواره شهداری دانشگاه علوم پزشکی، سید صالح پوریزدان پرست دبیر مجمع دانشجویان عدالتخواه و بنده، جزء دانشجویان احضار شده به دادگاه هستیم.
وی دغدغه اصلی دانشجویان مجمع را رفع تبعیض و بی عدالتی ها، دانست و خواستار برخورد قاطع با ریشه های اصلی این حرکت مرموز که کمر به هدم و انقلاب عزیز و آرمانهای شهدای قدسی آن بسته است، شد.
زارع در ادامه اظهار داشت: متأسفانه مسئولین قوه قضائیه در استان فارس با وجود تماسهای مکرر و پیگیری های متعدد، حاضر به حضور در دانشگاه و پاسخ به دانشجویان در خصوص پرونده های مفاسد اقتصادی نشده و با این حرکت اخیر و دستگیری منتقدان معتقد به امام(ره) و انقلاب و دانشجویانی که در این وانفسای جناح بازی و حرکت های سیاسی و حتی فرهنگی انتفاعی! در سالهای اخیر به ندای عدالت خواهی و مبارزه با مفاسد رهبر معظم انقلاب لبیک گفته اند، بر اطلاعات و اسناد دانشجویان در خصوص مشکلات ساختاری قوه قضائیه خصوصاً در استان فارس و ارتباط مشکوک متخلفان با برخی مقامات مهر تأیید زدند.
اين فعال دانشجويي خاطرنشان ساخت: قطعاً پیگیری آرمانهای انقلاب اسلامی و اهداف محقق نشده آن پس از 28 سال و آسیب شناسی و مبارزه جهادی با آفات آن باید با استقبال قوای سه گانه و کارگزاران نظام اسلامی مواجه گردد. بزرگان محترم مطمئن باشند دوستان ما در تشکل های دانشجویی برای چنین برخوردهایی تدابیر لازم را اندیشیده اند و حاضرند صدمات و هزینه های احتمالی را پرداخت نمایند ولی با مسئولینی که به بهانه عملگرایی و حمایت از سرمایه داران ثروت اندوز محترم! دست از آرمانها شسته و با تسامح و تساهل ناشی از کج فهمی، نافهمی و تنبلی، بیانات رهبری را صرفاً آرشیو كرده و تفکرات لیبرالی خود را در هیأت خط امام عزیز، گسترش می دهند و با تقدیس جانبازان و پیشروان حرکت اولیه، اکنون در هیأت رفرمیست های استحاله شده ظاهر شده و در پشت ژست های مذهبی حیات سیاسی خود را ادامه می دهند، برخورد قاطع خواهند كرد.
وي با رد ادعاي افرادي كه این اهداف را مفاهیمی انتزاعی و دغدغه هایی فانتزی می پندارند، ضروری ترین و حیاتی ترین فاکتورفعالیت های جنبش دانشجویی را این آرمانها و افزود: در صورتی که مقامات قضایی استان به روند توهین آمیز کنونی ادامه دهند، با حرکت های افشاگرانه دانشجویان و تحصن و تریبونهای دانشجویی بدون مصلحت و انتشار اسناد مختلف در خصوص حداقل 10 پرونده مفاسد اقتصادی و همچنین حرکت رسانه ای فراگیر تشکل های دانشجویی در سطح کشور روبرو خواهند شد.
سخنگوي مجمع مطالبه با تأكيد بر ضرورت عذرخواهی مسئولین قوه قضائیه نسبت به این برخورد ناشایست با تشکل های دانشجویی، گفت: بايد به مطالبات و سوالات دانشجویان که همانا مطالبات رهبر معظم انقلاب است ترتیب اثر داده و با حضور در صحن علنی دانشگاه به وجدان بیدار و آگاه جامعه که همانا دانشگاهیان هستند، پاسخگو باشند.
نشریه جاده 28( آبان ماه)
مطالب این هفته نشریه جاده ( تحلیلی سیاسی جاد همدان )
![]()
![]()
دانلود کنید :
صفحه دوم : http://img.majidonline.com/pic/127471/2.jpg
صفحه سوم : http://img.majidonline.com/thumb/127472/3.jpg
صفحه چهارم : http://img.majidonline.com/pic/127473/4.jpg
صفحه پنجم : http://img.majidonline.com/pic/127475/5.jpg
صفحه ششم:http://img.majidonline.com/pic/127477/6.jpg
صفحه هفتم : http://img.majidonline.com/pic/127478/7.jpg
سال تاسیس : 72- 1371